سيد مرتضى حسيني فيروزآبادي ( مترجم : ساعدي )

40

فضائل الخمسة من الصحاح الستة ( فضائل پنج تن ( ع ) در صحاح ششگانه اهل سنت ) ( فاسي )

و رجال آن را از ثقات راويان معرفى كرده است و « ابن جرير طبرى » در تاريخش [ 2 / 63 ] حديث مورد بحث را روايت كرده و جمله‌اى كه رسول خدا صلَّى اللَّه عليه و آله به جبران بيعت كردن با حضرتش فرموده ، چنين نقل نموده است : « على ان يكون اخى و صاحبى و وارثى » و « محب طبرى » هم در [ الرياض النضره 2 / 167 ] روايت كرده و افزوده است : حديث مزبور را « احمد حنبل » در « المناقب » متعرض است و « نسائى » هم در [ خصايصش ص 18 ] روايت نموده و در آخر حديث چنين آورده است : « و ايّكم يبايعنى على ان يكون اخى و صاحبى و وارثى » ( تا آنجا كه روايت كرده است ) حضرت على عليه السّلام فرمود : « فبذلك ورثت ابن عمّى دون عمّى » اگر معترضانى بگويند به چه دليلى تو وارث پيغمبر مىباشى ؟ در پاسخ خواهم گفت : به همان دليل كه در روز موعود من حاضر شدم با پسر عمويم بيعت كنم و عمويم براى بيعت با او حاضر نشد . « متقى » در [ كنز العمال 6 / 408 ] حديث مورد نظر را نقل كرده و افزوده است : « احمد حنبل » و « ابن جرير » به نقل آن اشاره كرده‌اند . و « ضياء مقدسى » هم حديث مزبور را ايراد نموده است و در صفحهء 401 روايت كرده است كه پس از پذيرائى از مهمانان ، رسول خدا صلَّى اللَّه عليه و آله فرمود : كدام يك از شما حاضر است با من بيعت كند تا به جبران آن ، برادر ، مصاحب و ولىّ شما پس از رحلت من باشد ؟ حضرت على عليه السّلام فرمود : در اين هنگام بود كه من دستم را دراز كرده و عرض كردم : من با شما بيعت مىكنم ( تا آنجا كه نوشته است ) اين حديث را « ابن مردويه » نقل كرده است . [ همان كتاب 1 / 230 ] از « ابن عباس » روايت كرده است ، هنگامى كه پيغمبر اكرم صلَّى اللَّه عليه و آله از مكه بيرون رفت ، حضرت على عليه السّلام به پيروى از آن حضرت به اتفاق دختر « حمزه » از مكه خارج شدند ، در اين رابطه گفتگوئى به شرح زير فيما بين حضرت على عليه السّلام ، « جعفر » و « زيد » اتفاق افتاد . حضرت على عليه السّلام فرمود : ايشان دختر عموى من بود و من همراه او از مكه بيرون آمدم ، « جعفر » گفت : دختر عموى